حتماً میدونید که این روزها تاثیرگذاشتن روی بقیه چقدر مهم شده. در واقع میشه گفت این هنر تبدیل به یه علم واقعی شده که پشت هر تصمیم، خرید یا رابطۀ انسانی جریان داره. چه تو مذاکرات کاری باشه، چه بازاریابی یا حتی گفتوگوهای روزمره، توانایی تاثیرگذاری روی دیگران میتونه نقش خیلی مهمی تو موفقیت شما داشته باشه.
کتاب تأثیر از رابرت سیالدینی، یکی از کتابهای پرفروش و علمی تو این زمینهست که با توضیح ۷ اصل متقاعدسازی، دقیقاً به ما نشون میده مردم چطور تصمیم میگیرن و چرا بعضی وقتها نمیتونن به یه سری خواستهها نه بگن…!
این کتاب به طور کلی 7 فصل داره که من اینجا هر فصل رو خیلی خلاصه توضیح میدم اما یادتون باشه این فقط یه خلاصه از کتابه و جای کتاب اصلی رو نمیگیره.
۱. سلاح فروش
فصل اول مقدمهایه که شما رو برای خوندن ادامه کتاب ترغیب میکنه. در واقع شما رو توی تلهای میندازه که حتما کتاب رو بخونید. انسانها از میانبرهای ذهنی برای سادهسازی تصمیمگیری در دنیای پیچیده استفاده میکنن. میتونید از قانون تضاد استفاده کنید. چون ارائه دو مورد متضاد روی ادراک ما تأثیر میذاره. برای مثال، فروش یک کت و شلوار گرانقیمت در ابتدا باعث میشه یک ژاکت با قیمت متوسط بسیار ارزانتر به نظر بیاد.
۲. جبران کردن لطف دیگران
این اصل میگه وقتی کسی به شما لطفی میکنه، ناخودآگاه دوست دارید جبرانش کنید. مثلاً وقتی یه کسی براتون نهار میخره، دفعه بعد شما هم حس میکنید باید همین کار رو انجام بدید. تو فروش و بازاریابی هم همین اصل باعث میشه یه هدیه کوچک یا اشانتیون، مشتری رو ترغیب به خرید کنه، مخصوصا اگه در حالت عادی محصول رو نمیخرن.
۳. تعهد و پایبندی به تصمیمات
اصل سوم توی کتاب تاثیر روانشناسی، متقاعد سازی رو از زاویۀ تعهد به ما نشون میده. ما آدمها دوست داریم به چیزی که قبلاً تصمیم گرفتیم یا باور داشتیم پایبند بمونیم، حتی وقتی خلافش ثابت شده بشه. اگه به یک اصل اخلاقی پایبند بودیم و مردم ما رو با اون میشناسن؛ الان هم ناخودآگاه سعی میکنیم اون مسیر رو ادامه بدیم. تو کسبوکار و مذاکره فروش هم میشه از این اصل استفاده کرد تا افراد به قولها و تصمیماتشون پایبند بمونن.
۴. اثبات اجتماعی
این اصل میگه ما معمولاً درست یا غلط بودن یه رفتار رو با نگاه به جمع تعیین میکنیم. اگه همه یه کاری رو انجام میدن، ما هم احتمالاً همون کار رو میکنیم. مثلاً وقتی با چند نفر میرید رستوران و همه پیتزا میگیرن، شما هم پیتزا میگیرید. یا بدون اینکه متوجه بشید، سبک لباس یا خندههاتون شبیه گروهی که در اون هستید میشه. این اصل یه ابزار خیلی قدرتمند تو بازاریابی و برندینگ هست.
۵. اصل علاقه داشتن
ما بیشتر به درخواست کسی جواب مثبت میدیم که دوستش داریم یا میشناسیم. اما چه چیزی باعث علاقه میشه؟ جذابیت ظاهری، وجه اشتراک و شباهت با ما، تعریف و تحسین، آشنایی، همکاری تو تیم یا گروه و حس تعلقداشتن باعث ایجاد علاقه در آدمها میشه. برندهای موفق از این اصل تو تبلیغات و وفادارسازی مشتری استفاده میکنن.
۶. اصل اقتدار
انسانها از افراد مقتدر پیروی میکنن. ما از بچگی یاد گرفتیم که مرجعهای اقتدار رو قبول کنیم؛ مرجعهایی مثل معلمها، پزشکان، مدیران یا ماموران پلیس؛ تو کسبوکار و فروش، اعتبار و اقتدار نقش مهمی تو متقاعدسازی دارن.
۷. ترس از دست دادن
کمبود و نایاببودن باعث میشه ارزش چیزی بیشتر به نظر بیاد. وقتی یه فرصت محدود باشه، مردم سریعتر واکنش نشون میدن. تخفیف محدود، موجودی کم یا محصولات خاص باعث میشن افراد سریعتر تصمیم بگیرن و اقدام کنن.
8. اصل وحدت
این اصل راجع به اینه که ما بیشتر تحت تاثیر کسانی هستیم که آشنا باشن و به اصطلاح خودی بدونیم اونها رو. البته فقط دوستان نه، اینکه هویت مشترک باهاشون داشته باشیم. مثلا خانواده، قوم، تیم، برند یا ایدئولوژی. اصل وحدت توی ویرایش جدیدش اضافه شده (البته تا این تاریخ که من دارم خلاصه کتاب تاثیر رو مینویسم).
این اصل قویترین و خطرناکترین اصله، چون مستقیماً به هویت گره خورده. وقتی «ما» شکل میگیره، منطق عقب میره. این “ما” بودن قدرتش در وفاداریه، ضعفش در تعصب. اگه آگاهانه با این وحدت برخورد نکنید، میتونه شما رو به دفاع از چیزهایی مجبور بکنه که اصلا به نفعتون نیست.
کلام آخر
کتاب تأثیر سیالدینی فقط یه راهنمای فروش نیست، بلکه یک نگاه عمیق به رفتار و روان انسان هم هست. این کتاب به ما یادآوری میکنه که تصمیمها همیشه منطقی نیستن و اغلب تحت تاثیر الگوهای ذهنی و واکنشهای ناخودآگاه هستن. مطالعه این اثر کمک میکنه آگاهانهتر تصمیم بگیریم، از نفوذ ناخودآگاه دیگران به ذهن خودمون محافظت کنیم و به عنوان یک فروشنده، به شکلی اخلاقی و حرفهای روی دیگران تاثیر بذاریم.